مقالات دانشجویی (7File) - ماجرای صحبت حضرت سليمان و مورچه
 
» تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه ، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه میباشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است .
ماجرای صحبت حضرت سليمان و مورچه مهدی حسنی 1396/10/10 دسته بندی : عمومی 0

ماجرای صحبت حضرت سليمان و مورچه

این داستان در قالب فایل word و در 1 صفحه آماده ی ارائه می باشد .
در ادامه می توانید قسمتی از متن این داستان را مشاهده کنید .

قسمتی از داستان :


حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد .سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود ، مورچه به داخل دهان او وارد شد ، و قورباغه به درون آب رفت.

سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد ، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود ، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت .

سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.

مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند . خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد .



خرید و دانلود | 200 تومان
نوع محصول : word
تعداد صفحات : 1
حجم محصول : 13.34KB
تعداد خریدهای موفق : 0

گزارش تخلف به پلیس سایت
مطالب مرتبط

ههههههههههههه پنجشنبه,28 دی 1396 01:27 0+   0- پاسخ

این چیه برای فروش ارسال کردی